محمد تقي جعفري

185

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

ثانيا - هدف اصلى از ترجيح اكثريت به اقليت به دست آوردن واقعيت است و هيچ منطقى پيدا نمىشود كه براى دريافت واقعيات به افزايش كميت پناهنده شود . كسى كه مىخواهد معدنى با ارزش كشف كند ، براى كشف معدن اگر وسائل شناخت معدن در كار نباشد به جاى يك كلنگ و يا ساير وسائل كاوش هزار كلنگ ووسيلهء كاوش چه نتيجهاى خواهد داد . پس مسلما اكثريت از نظر افزايش كميت نمىتواند به هدف واقع يا بى انسان كمك وتأثير قطعى داشته باشد . هزار نفر بىاطلاع از قوانين الكتريسيته چه ترجيحى بيك نفر متخصص قوانين الكتريسيته دارد ؟ كار اين انسان بس شگفت آور است ، زيرا ادعايى دارد كه خنده آورترين ادعاها است و آن را به عنوان تكامل يافته ترين قانون مىگويد وباور مىكند و آن اين است كه گمان مىكند براى خشت قالب زدن ، صدها هزار نفر بىاطلاع ارزشى ندارد ، و يك نفر آدم با اطلاع به امور خشت قالب زدن ترجيح به صد هزار نفر بىاطلاع دارد ، اما براى شناخت انسانها وسرنوشت پيچا پيچ آنان يك به اضافهء پنجاه در صد كه پنجاه و يك راى در صد راى مىشود و بر چهل و نه نفر ترجيح دارد اگر چه آن پنجاه و يك نفر تنها از هويت انسانى چشم وابرو و زبان را داشته باشند و چهل و نه نفر اقليت هر يك بزرگترين رادمرد تاريخ بوده باشند . ممكن است اين اعتراض وارد شود كه آن چه كه ما گفتيم عملا در موضوع اكثريتها واقليتها جريان ندارد ، زيرا يك عده افكار وايده ها در فضاى انتخاب سرنوشت دخالت مىورزد كه دو گروه مخالف يكديگر را از جريان كار مطلع وآگاه مىسازند . اين اعتراض هم صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا به اضافهء اين كه آن انديشه ها وايده آلها براى همهء افراد از نظر عوامل وانگيزه ها ونتايج يكسان تلقى نمىشوند ، وقتى كه افراد انسانى در مقابل يكديگر صف آرايى كردند ، موضوع به دست آوردن پيروزى بهر نحو ووسيلهء ممكن دخالت كاملًا اساسى در انديشه وروان هر يك از دو گروه مىنمايد .